محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
263
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
يا دودلى گشتيد ، آن را به خدا و كتاب او كه در نزد شماست ، بازگردانيد . در صورتى كه گرفتار ناهماهنگى انديشه گرديديد ، « اگر به خدا و روز بازپسين باور داريد ، براى از ميان بردن اين ناهماهنگى ، آن را به خدا و پيامبر او واگذاريد . آن كار براى شما بهتر و فرجام آن ، نيكوتر است » ( 2 ) . به معاذ دستور دادهام كه با دانش و اندرز نيكو ، مردم را به راه خدا فرا خواند و به خشنودى وى ، خشنود و با خشم او ، خشمگين گردد . پس كسى كه گواهى دهد كه آفريدگارى جز اللّه نيست و محمّد ، بنده و فرستادهء اوست ؛ و از سر فرمانبردارى و سخن شنوى اسلام آورد ، همو مسلمان است و در سود و زيان ، با مسلمانان يكسان خواهد بود . ولى كسى كه بر آيين خويش پاى فشرد و به پرداخت گزيت گردن نهد ، وى را با آيين خود رها خواهند ساخت و در پناه خدا و پيامبر او و مؤمنان ، به سر خواهد برد . او را نمىكشند ، اسير نمىسازند و جز در خور تواناييش ، چيزى از وى نخواهند گرفت . نيز او به كنارهگيرى از دين خويش ، وادار نخواهد گشت ؛ و خداوند او را زير نظر خواهد داشت . ( امّا ) كسى كه به پرداخت گزيت گردن ننهد ، با وى پيكار خواهند كرد تا كشته شود ، يا به آنچه كه او را فرا مىخوانند ، تن در دهد . چنانچه او را از پاى در آورديد و به زن و فرزندانش دست يافتيد ، يك پنجم غنيمتى را كه از اين راه به دست آوردهايد ، براى خدا بپردازيد . آنچه از داراييهاى كسانى كه بىپيكار ، به پرداخت گزيت تن در دادهاند ، خداوند در اختيار پيامبر خود نهاده است ، آن را همراه با خمسى كه سهم خداست ، دارايى او بشماريد تا در جاهايى كه خود او دستور داده است ، به كار رود . اين ، از آن روست تا آنچه را كه خدا به شما بازگردانيده است ، در دست توانگران دست به دست نگردد . از هر فرد بالغى كه از پذيرفتن اسلام سرباززده است ، يك دينار يا بهاى آن را از جامهء معافرى يا جز آن ، بستان . ( 1 ) از داراييهاى مسلمانان ، زكات بردار : از هر پنج أوقيّه ( 3 ) ، يك چهارم عشر . در كمتر از پنج أوقيّه ، زكاتى نيست . در صورتى كه دارايى بيش از پنج أوقيّه باشد ، به همان شيوه ، رفتار خواهد شد و از كمتر از يك اوقيه ، چيزى نخواهند گرفت . همچنين زمانى كه به يك اوقيه برسد ، يك چهارم عشر از آن زكات بر مىدارند ( 4 ) . از طلا نيز بايد به همان اندازه كه ياد شد ، زكات بردارند . از آنچه كه خداوند از زمين مىروياند ، چنانچه با آب باران يا جويها آبيارى گردد ، يك دهم و از آنچه كه با پاشيدن و ريختن آب ، آبيارى مىگردد ، نصف يك دهم ( يك بيستم ) بر مىدارند . از فراوردهاى كه مقدار آن كمتر از پنج وسق ( 5 ) باشد ، زكاتى نخواهند ستاند . در كمتر از پنج شتر كه خود بچرند ، زكاتى نيست ؛ ولى هنگامى كه شمارهء آنها به پنج برسد ، از پنج تا نه شتر ، بايد يك گوسفند بدهند . چنانچه شمارهء آنها به ده برسد ، از ده تا چهارده شتر - چه نر ، چه ماده ، چه كوچك و چه بزرگ - دو گوسفند بايد داد تا بيست و چهار ( 6 ) شتر . آنگاه از بيست و پنج تا سى و پنج شتر - خواه نر ، خواه ماده ، خواه كوچك و خواه بزرگ - يك بچه شتر دوساله بايد